Rhiannon Giddens در 1800s America in Ams Silkroad Plans

اخبار در ابتدا تعجب آور بود در ماه جولای اعلام شد که ریانون گیدنز به عنوان مدیر هنری سازمان بین فرهنگی موسیقی Silkroad عهده دار مسئولیت می شود.

خانم گیدنز – خواننده آواز ، نوازنده کمانچه و بانجو که عمدتاً به دلیل کمک به احیای سنت گروههای زهی Black American شناخته می شود – با Silkroad ، مجموعه ای که توسط Yo-Yo Ma تاسیس شده است برای گردآوری مجریان و موسیقی متصل به مسیرهای تجارت باستانی بین آسیای شرقی و مدیترانه؟

بیش از آنچه که ممکن است مشهود باشد. قبل از اینکه خانم گیدنز نواختن بانجو را یاد بگیرد ، به عنوان خواننده اپرا آموزش دید. دنیای کلاسیک برای او بیگانه نیست و او با گروه تور Silkroad برنامه اجرا کرده است.

و حرفه او به نورپردازی مشترکات پنهان به سبک Silkroad اختصاص داده شده است. وی به عنوان عضوی با اندیشه تاریخ ساز در قطره های شکلات کارولینا و در کارهای انفرادی بعدی خود ، توجه خود را به نقش فراموش شده مردم سیاه در بلوگراس و سایر موسیقی های آمریکایی مرتبط با سفیدی جلب کرده است. طی چند سال گذشته ، او با موسیقی دان ایتالیایی ، فرانچسکو تورریسی ، در حال تحقیق در مورد شیوه های “موسیقی جهانی” موسیقی آمریکایی بوده است ، و عناصری از آفریقا ، جهان عرب ، اروپا و آمریکای لاتین را به خود اختصاص داده است.

تصویر  گروه جاده ابریشم ، که در سال 2015 در اینجا مشاهده می شود و با بنیانگذار خود ، نوازنده سلطان یو-یو کار می کند ، تمرکز کرده است در ارتباطات فرهنگی شکل گرفته در امتداد شبکه مسیرهای تجاری که اروپا و آسیا را به هم پیوند می دهد.

این اکتشاف در هسته اصلی است از برنامه های خود برای Silkroad ، که شروع به اعلام آن در روز جمعه. بلندپروازانه ترین ایده او The Silkroad American است ، یک پروژه چند ساله که شامل کنسرت ها ، کمیسیون ها و تلاش های آموزشی متمرکز بر ساخت راه آهن فرام قاره ای در قرن نوزدهم است.

این یک کار بزرگ که حداقل برای یک سال به نتیجه نمی رسد. در حال حاضر ، برای همین لحظه ، خانم گیدنز با موسیقی دانان این گروه کاملاً آشنا می شود و در حال آماده سازی یک مجموعه کنسرت برای زمان اجرای مجدد زنده است.

در یک ویدیوی اخیر خانم گیدنز ، 43 ساله ، در مورد برنامه های خود صحبت کرد. در اینجا گزیده های ویرایش شده از مکالمه آورده شده است.

وقتی در ماه فوریه کار Silkroad به شما پیشنهاد شد واکنش شما چه بود؟ < / strong>

من پیر می شوم و فکر می کردم ، آیا پلت فرم بزرگی وجود دارد که بتوانم در آن شرکت داشته باشم و به افراد بیشتری برسد؟ شریک زندگی من ، فرانچسکو تورریسی ، موسیقی من را قبلاً در یک زمینه جهانی آورده بود. من ندیدم که این پیشنهاد ارائه شود ، اما هرچه بیشتر به آن فکر می کردم ، بیشتر به نظر می رسید که این واقعا می تواند کارساز باشد.

پست های مربوطه  زنی که پیانوهای بتهوون را

این چیزی است که من بدون دانستنش بدنبال آن می گشتم: سازمانی که می تواند بیش از یک نفر در انجام یک کنسرت کار کند. و سپس شما سنت های کلاسیک و عامیانه Silkroad را دارید که من به همان اندازه در آن غوطه ور هستم ، و این کاملاً منطقی است.

من در دو طرف این کشور بوده ام در زندگی من به روشهای مختلف حصارکشی می کند. این به من امکان می دهد از منظرهای مختلف به مسائل نگاه کنم ، و با یک گروه مانند این ضروری است. من یک پل هستم.

چرا با این پروژه راه آهن بین قاره ای شروع کنیم؟

اولین فکری که داشتم ارتباط بین موسیقی چینی در قلب سیلکروود و مهاجران چینی بود که بخش بزرگی از ساخت راه آهن بودند. اما من همیشه به داستان هایی علاقه مند بوده ام که درباره راه آهن ، آفریقایی-آمریکایی ها و جمعیت بومی می گوییم و نمی گوییم. تمام ریشه های آنچه امروز در کشور اتفاق می افتد در تاریخ اختلاط مردم است. من می خواهم ارتباطات تاریخی دقیق تری بیاورم و رسالت خود را برملا کنم.

آن ماموریت چیست؟

من تازه وارد هیئت مدیره شدم و کار من این است که بفهمم چه احساسی در گروه دارد و چه می خواهیم بگوییم و جزئیات را تیز کنم. “ما از هم متفاوت هستیم” متفاوت یک چیز عالی برای گفتن است ، اما چگونه؟

شاید با گروهی که ترکیبی از سازهای سنتی است. اما آیا خطر لکه گیری جزئیات وجود دارد؟

این موضوعی است که من و فرانچسکو درباره آن زیاد صحبت می کنیم. همه ما این گروه ها را شنیده ام – من اسامی را صدا نمی کنم – که فقط چیزها را با هم خرد می کنند ، djembe با چنگ یا هر چیز دیگری. اما Silkroad تا آنجا که می توانید فاصله دارد از آن فاصله دارد. اینها افرادی هستند که وقت را با هم گذرانده و صدایی ایجاد کرده اند. این ابزار فقط یک ابزار است. همه ما در تلاش هستیم که داستان انسانی را بیان کنیم.

از طریق اختلاط؟

دلیل اینکه همه چیز می تواند ترکیب شود وجود هسته ای است شباهت اگر فرهنگ های مختلف نتوانستند با یکدیگر صحبت کنند ، راک اند رول یا بلوگراس یا بلوز نخواهیم داشت. این افرادی هستند که خواهان قدرت هستند و می خواهند ما را از هم جدا کنند. آنها کسانی هستند که می گویند ، “شما بچه ها این را اختراع کردید ، و آن را هم اختراع کردید و هرگز این دو نفر ملاقات نمی کنند.” هرچه بیشتر بتوانیم همکاری بین فرهنگی را افشا کنیم ، بهتر است.

پست های مربوطه  12 آهنگ ضروری ادی ون هالن

چگونه؟

< p class = "css-158dogj evys1bk0"> این در مورد مشخصات خاص است. تصنیفی درباره شکاف کامبرلند وجود دارد که برای همیشه در جوامع سفیدپوست خوانده شده است. سپس این افراد این تحقیق شگفت انگیز را انجام دادند و دریافتند كه در واقع در مورد كارگران راه آهن سیاه بوده است. اما این مورد پاک شد و یک گروه کامل از مردم فراموش شدند و این به افسانه یک آپالاچی سفید خالص افزود. می دانید ، هر وقت داستان ساده است ، احتمالاً اشتباه است. هرچه بیشتر حفاری کنم ، پیچیده تر می شود. و این زیبایی آن است.

پس این مسئله درمورد پیچیدگی داستان است؟

این مسئله در مورد اینکه چه کسی بگوید “من نماینده آمریکا هستم” را دور می زنم. داستان های بسیاری وجود دارد که از طریق موسیقی می توانیم به روش هایی تأمل برانگیز بدون احساس حمله به مردم ، کشف کنیم. Silkroad افراد مختلفی را در خود جای داده است و همین باعث می شود که یک گروه عالی بتوانند داستان آمریکایی را ارائه دهند ، زیرا داستان آمریکایی همین است. ما موسیقی جهانی هستیم. با Silkroad ، ما این فرصت را داریم که نشان دهیم جهان در قلب خلقت آمریکایی ها قرار دارد.

در حال گسترش مخاطب است همچنین بخشی از این ماموریت است؟

بله ، این بسیار بزرگ است. من با افرادی که به موسیقی من دسترسی دارند ، مشکلات خودم را داشتم ، با قیمت بلیط و چیزهای زیادی که کنترل آنها را ندارم. ای کاش افراد جامعه سیاه حتی بیشتر بدانند که من می خواهم چه کاری انجام دهم. اما با یک گروه و یک سازمان غیر انتفاعی می توان عضله ای را تحمل کرد. سالن کنسرت وجود دارد و کارهای خارق العاده ای در جوامع وجود دارد ، اما یک حد وسط بزرگ وجود دارد که باید توسعه یابد. مردم مردم را دست کم می گیرند. انبوهی از افراد هستند که دوست دارند این موسیقی را دوست داشته باشند اما به آنها دسترسی پیدا نمی شود.

همه گیری چگونه بر همه اینها تأثیر گذاشته است؟

برای خیلی از افراد خیلی افتضاح بوده است. اما من از بسیاری از هنرمندان همکارم شنیده ام که می گویند این فرصتی است برای پرسیدن اینکه هنر ما برای چیست؟ ما صنعت مصرف گرایی را از چیزی ساخته ایم که نباید یک صنعت باشد. چگونه کاری را که می خواهیم هنرمان انجام دهد با چگونگی انجام آن همسو کنیم؟