شان کانری ، که مجسم جیمز باند و دیگران بود ، در 90

درگذشت

شان کانری ، اسکاتلند عصبانی از زاغه های زاغه های ادینبورگ که به عنوان جیمز باند اصلی هالیوود شهرت جهانی یافت ، طرفداران خود را با دور شدن از حق رای دادن باند مأیوس کرد و به عنوان یک بازیگر محترم و یک ستاره همیشه قابل حمل زندگی طولانی و پرباری را تجربه کرد ، روز شنبه درگذشت . او 90 ساله بود.

مرگ وی توسط نیکولا استورجون ، اولین وزیر اسکاتلند ، در توییتر تأیید شد. وی نوشت: “ملت ما امروز در سوگ یکی از بهترین پسران محبوب او سوگواری می کند.” / باند ، جیمز باند که رژه بازیگران در این نقش را تماشا کرده اند – که در غیر این صورت به عنوان عامل 007 سرویس مخفی اعلیحضرت شناخته می شود – هیچ کس کلمات را به زبان نیاورد یا به اندازه مغناطیسی یا غیرقابل حذف آقای کانری نقش بازی نکرد.

قد بلند ، تاریک و پرشور ، مأمور مخفی یوان فلمینگ و مأمور مخفی مدبر در پنج فیلم اول باند و هفت فیلم برتر از همه بود ، تبهکاران شیطانی و زنان شجاع را شکست می دهد ، به طور یکسان با” دکتر ” خیر “در سال 1962.

به عنوان آقای كانری كه فردی خشن ، بدخلق و خطرناک تر از جیمز باند در كتاب های فلمینگ بود ، در سال 1965 پس از موفقیت در فیلم “از روسیه با عشق” (1963) ، “برترین ستاره گیشه در انگلیس و ایالات متحده بود.” Goldfinger »(1964) و« Thunderball »(1965). اما او پس از پنجمین فیلم این مجموعه ، “شما فقط دو بار زندگی می کنید” (1967) از بازی در باند خسته شد و جورج لازنبی ، بازیگر و مدل استرالیایی که کمتر شناخته شده است ، در “در مورد سرویس مخفی بزرگواری او” جایگزین او شد. 1969).

آقای. كانری تنها با پیشنهاد یك میلیون دلار به عنوان پیش پرداخت در مقابل 12 درصد درآمد ناخالص فیلم ، برای یك فیلم دیگر باند ، “Diamonds Forever” (1971) بازگردانده شد. راجر مور مسئولیت “Live and Let Die” (1973) را بر عهده گرفت و 12 سال دیگر به بازی در این بخش ادامه داد. حرفه جورج لازنبی هرگز بالا نرفت.

آقای. كانری یك بار دیگر یك شخصیت را دوباره مرور می كند ، یك دهه بعد ، در مرثیه “هرگز هرگز نگو هرگز” (1983) ، كه در آن او بیدارانه با یك باند متزلزل احساس اضطراب میانسالی كرد. اما او مدت ها قبل از آن به صراحت اعلام کرده بود که نمی خواهد خودش را تایپ کند.

تصویر آقای كانری ، با جك لرد ، در اولین فیلم جیمز باند ،

اعتبار … United Artists ، از طریق گتی ایماژ

او نقش هایی را جستجو کرد که به وی امکان می داد حتی در سالهای باند به عنوان بازیگر کشش پیدا کند ، در میان آنها یک زن بیوه با وسواس زنی که یک سارق اجباری در” مارنی “(1964) آلفرد هیچکاک است و یک شاعر خشمگین و غیراخلاقی در هجو “یک جنون زیبا” (1966). اولین بازی وی پس از باند در نقش یک کارآگاه سوخته پلیس لندن بود که یک مظنون را در فیلم “جرم” (1972) تا حد مرگ کتک می زند ، سومین فیلم از پنج فیلمی که برای کارگردان مشهور سیدنی لومت ساخته است. (دیگران “The Hill” در سال 1965 ، “نوارهای اندرسون” در 1971 ، “قتل در Orient Express” در 1974 و “خانواده خانوادگی” در 1989 بود.)

< div class = "css-1fanzo5 StoryBodyCompanionColumn">

“افراد غیر حرفه ای تازه نمی فهمیدند که بازی فوق العاده کمدی عالی که باند داشته است” آقای لومت یک بار گفت. “مثل آنچه آنها در مورد كاری گرانت می گفتند. آنها می گفتند: “اوه ،” او فقط جذابیت پیدا کرده است. خب ، اول از همه ، جذابیت در واقع کیفیت بدست آوردن آن آسان نیست. و آنچه آنها هم در كاری گرانت و هم در شان نادیده گرفتند مهارت فوق العاده آنها بود. “

“آقای سالتزمن گفت:” ما بدون آزمایش صفحه او را امضا کردیم.

آقای. جذابیت کانری با بزرگتر شدن کمرنگ نشد. در سال 1989 ، هنگامی که او 59 ساله بود و مدتها بود که لباس مقدس جیمز باند خود را دور انداخته بود ، مجله People او را “جنسیت ترین مرد زنده” مسح کرد. پاسخ او این بود که غر بزند که بسیاری از مردان هنگام مردن سکسی نیستند.

“مردی که پادشاه می شود” (1975) ، به کارگردانی جان هاستون ، در آقای كانری در نقش یك سرباز انگلیسی كه قصد غارت یك كشور را دارد و او را به عنوان خدایی اشتباه می گیرند ، از نكات جالب توجه اقدام دوم وی بود. وقتی آقای هاستون 20 سال قبل برای اولین بار سعی در تأمین مالی فیلمی بر اساس داستان کوتاه رودیارد کیپلینگ به همین نام داشت ، قصد داشت نقش دنی دراووت ، سرکش پرشوری را که به طور جدی شروع به باور به عظمت خودش می کند ، برای کلارک گیبل ، پادشاه بی چون و چرای هالیوود در طی دهه های 1930 و 40. (نقش همسفر او Peachy Carnehan ، با بازی مایکل کین ، در ابتدا برای همفری بوگارت در نظر گرفته شده بود.) آقای Paulie Kael از نیویورکر نوشت ، آقای Connery “دنی به مراتب بهتر از گیبل بود.” p>

وی ادامه داد: “به استثنای استثناهای باشکوه براندو و اولیویه ، هیچ بازیگر نمایشگر وجود ندارد که من به جای شان کانری تماشا کنم. سرزندگی او ممکن است او را به مردانه ترین بازیگر انگلیسی زبان تبدیل کند. ” چند بازیگر ، وی افزود ، “به همان اندازه كه كونری مایل است خودآگاهانه احمقانه باشد – همانطور كه ​​از بودن لذت می برد.” صفحه ، آقای کانری هنگام خاموش شدن چراغ قوس تاریک تر و پیچیده تر بود. او که همیشه از تقلب می ترسید ، تقریباً همه فیلم هایش را ممیزی می کرد و از هر کسی که فکر می کرد از او سو advantageاستفاده می کند ، از مدیر تجارتش گرفته تا تهیه کنندگان فیلم های باند ، شکایت کرد.

در سال 1978 آقایان كانری و كین علیه شركت متفقین ، توزیع كننده” مردی كه سلطان خواهد شد “، از طریق محاسبه سهم دریافتی فیلم ، دادخواست شكایت دادند. (این پرونده خارج از دادگاه حل و فصل شد.) او هنوز در سال 2002 درگیر این پرونده بود و از تهیه کننده پیتر گوبر و ماندالای پیکچرز به دلیل حمایت از “پایان بازی” ، C.I.A شکایت کرد. مهیجی که آقای کانری در آن بازی می کرد. وی بعداً کت و شلوار را کنار گذاشت.

کینه درخشان که به بسیاری از دادخواست های او دامن زد ، و او از کودکی با خود حمل می کرد ، نیز یکی از رمزهای موفقیت وی به عنوان یک بازیگر.

وقتی از او پرسیدند که چرا او مایل است صورتحساب دوم را به عنوان خرابکار معدن کار ذغال سنگ به جاسوس شرکت ریچارد هریس در” The مولی مگوایر “(1970) ، وی گفت ،” آنها یک میلیون دلار برای آن به من پرداختند و برای این نوع پول ، آنها می توانند قاطر را پیش من بگذارند. ” اما او پس از خواندن نیاز تئاتر به پول ، 50،000 پوند به تئاتر ملی جوانان انگلستان کمک کرد. وی که از حامیان پرشور ملی گرایی اسکاتلند بود ، ماهانه 5000 پوند به حزب ملی اسکاتلند می داد.

با نزدیک شدن به همه پرسی ملی استقلال در سال 2014 ، آقای کانری نوشت مقاله نظريه New Stateman که به نفع آن استدلال می کند.

“من به عنوان یک اسکاتلندی و کسی که یک عشق مادام العمر به اسکاتلند و هنر دارد ، من فرصت استقلال را معتقدم خیلی خوب است که از دست ندهی ، “او نوشت. به زبان ساده – هیچ اقدامی خلاقانه تر از ایجاد یک ملت جدید وجود ندارد. ” با این حال ، چون اقامت اولیه وی در اسکاتلند نبود ، آقای کانری واجد شرایط رأی دادن نبود.

در سن 13 سالگی ، توماس کانری به یک شیر تمام وقت تبدیل شد. انگلیس چهار سال در جنگ بود و هر پسر جسمی توانا می توانست شغل خود را بدست آورد. سه سال بعد ، با آمدن سربازان به خانه و کمبود کار ، به نیروی دریایی سلطنتی پیوست.

وی برای 12 سال در آنجا ثبت نام کرد ، اما در 19 سالگی پس از ابتلا به زخم مرخص شد. . او همچنین دو خال کوبی بر روی بازوی راست خود – “مادر و پدر” و “اسکاتلند برای همیشه” – و یک کمک هزینه معلولیت کوچک که برای یادگیری پرداخت مبلمان استفاده کرده بود ، به دست آورد. سپس او کار خود را انجام داد و پایان تابوت ها را گذاشت. در ساعات خالی از کار او فوتبال (و به صورت نیمه حرفه ای بازی می کرد) و بدن سازی را انجام داد.

بدن سازی غیر مستقیم به بازیگری منجر شد. در سال 1953 ، او و یکی از دوستانش برای شرکت در مسابقه آقای جهان به لندن رفتند. آقای كانری یك جایزه جزئی گرفت – بر اساس بیشتر گفته ها ، مقام سوم در بخش مردان قد بلند – اما مهمتر از آن ، در حالی كه در آنجا در مورد ممیزی برای تولید تور موسیقی موزیكال “جنوب اقیانوس آرام” شنید. او برای گروه کر انتخاب شد زیرا او مانند ملوان به نظر می رسید و می توانست تدارکات دستی نیز انجام دهد.

در طی سالی كه آقای كانری در “اقیانوس آرام جنوبی” گشت و گذار كرد ، لهجه اسكاتلندی را بسیار نفوذناپذیر از دست داد به طوری كه بعدا ادعا كرد بازیگران دیگر ابتدا تصور می كردند كه او لهستانی است. نام او به شان کانری کوتاه شد. و او خود را مربی یافت. رابرت هندرسون ، یک بازیگر آمریکایی در این بازی ، برنامه ای خواند که شامل تمام نمایشنامه های جورج برنارد شاو ، اسکار وایلد و هنریک ایبسن ، همراه با رمان های توماس ولف ، پرومست “یادآوری چیزهای گذشته” و جویس جونس “اولیس” بود. . “

” من تور “اقیانوس آرام جنوبی” خود را در هر کتابخانه ای در انگلیس ، ایرلند ، اسکاتلند و ولز گذراندم ، “آقای کانری در سال 1992 به The Houston Chronicle گفت.” و در شبهایی که تاریک بودیم ، هر نمایشی را که می دیدم می دیدم. اما این کتاب ها ، خواندن است که می تواند زندگی فرد را تغییر دهد. من گواه زنده هستم. “

چند سال آینده ترکیبی از نقش های کوچک صحنه ای و تلویزیونی بود. وقفه خوش شانس او ​​در 31 مارس 1957 رخ داد. جک پالانس قرار بود در “Requiem for a heavyweight” ساخته Rod Serling در تلویزیون زنده برای BBC بازی کند. آقای پالانس در همان نقش سال قبل در “Playhouse 90” پیروز شده بود. اما او در آخرین لحظه انصراف داد و آقای کانری نقش بوکسور مسن مونت مک کلینتاک را به ارث برد. منتقد روزنامه تایمز لندن نوشت ، اگرچه اشتباه بود ، اما او “جذابیتی مبهم و بی نظیر” داشت. طی 24 ساعت ، آقای کانری اولین پیشنهادات سینمایی خود را دریافت کرد.

رشته ای از فیلم های B دنبال شد ، از جمله “اکشن ببر” (1957) ، یک فیلم هیجان انگیز با بازی ون جانسون که در آن قسمت کوچکی داشت و “بزرگترین ماجراجویی تارزان” (1959) ، که در آن او نقش یک شرور را برای نابودی یک روستا بازی کرد. وی همچنین در حماسه تمام روز “D L Day” (1962) در نقش شخصی بازی کرد و مردی در “داربی اوگیل و مردم کوچک” دیزنی (1959) افسون شد و عاشق شد.

آقای. كانری در فیلم جیمز باند 1967 “شما فقط دو بار زندگی می كنید.” اعتبار … < / span> RDB / ullstein bild ، از طریق Getty Images

“مایکل کرشتون” رمان نویس و فیلمساز ، که کارگردانی آقای کانری را در “سرقت قطار بزرگ” (1979) ، “رمان بزرگ در تاریکی” (1979) مشاهده کرد ، “در این فیلم های اولیه” حضور حیوانات که تقریباً غالب است. “

كنت وی ورونسكی در مقابل آنا كلر بلوم در آنالیز تلویزیونی 1961 تلویزیون بی بی سی از” آنا كارنینا “ساخته تولستوی ، توجه مردانی را كه قصد تولید” Dr. خیر. “

هم آقای كانری و هم شخصیتی كه او بازی كرد احساسات آنی بودند. ورایتی پس از نبوت نوشت: “جیمز باند به وضوح اینجا است تا بماند.” نه ”باز شد. “او هیچ اسکاری نخواهد برد اما پیروان مشتاق زیادی برنده خواهد شد.”

آقای. كانری و دایان سیلنتو ، بازیگری كه هنگام بازی در نقش عاشقانه در نسخه تلویزیونی “آنا كریستی” اثر اوژن اونیل در سال 1957 با او ملاقات كرده بود ، در 30 نوامبر 1962 ازدواج كردند. پسرش جیسون ، كه بزرگ می شود یک بازیگر شش هفته بعد متولد شد.

این ازدواج کمابیش ادامه داشت تا اینکه آقای کانری با میشلین روکربون ، هنرمند فرانسوی و گلف باز وسواسی ، در یک گلف دیدار کرد مسابقات در مراکش در سال 1970. او متاهل بود ، او متاهل بود و هر دو مدال گرفتند. پس از ازدواج در سال 1975 ، آنها بیشتر در ماربلا ، اسپانیا زندگی می کردند ، بیشتر به دلیل اجتناب از مالیات بر درآمد انگلیس ، اما بخشی از آن به دلیل 24 زمین گلف ماربلا بود.

با بازگشت به نقش جیمز باند در فیلم “هرگز هرگز هرگز نگو” ، به پیشنهاد خانم روكبرون ، آقای كانری دچار مشكل مالی شد زیرا حسابدار سابق وی پولی را كه از فیلم های باند به دست آورده بود در سرمایه گذاری های بدون وثیقه قرار داده بود. آقای کانری در سال 1984 شکایت کرد و به دلیل سهل انگاری 4.1 میلیون دلار قضاوت کرد ، اما به خبرنگاران گفت ، “من پیش بینی نمی کنم پول دریافت کنم.”

علاوه بر همسرش و پسرش جیسون ، بازماندگان وی شامل برادرش نیز می شوند.

در 5 جولای 2000 ، با پوشیدن رنگ سبز تیره آقای كانری تارتان از تپه های کوهستانی ، در ملك الیزابت دوم در كاخ Holyroodhouse در ادینبورگ شوالیه شد. این شوالیه ای بود که به مدت دو سال توسط مقامات عصبانی از حمایت صریح وی از حزب ملی اسکاتلند و نقش فعال وی در تصویب همه پرسی که اولین پارلمان اسکاتلند را در 300 سال گذشته ایجاد کرد ، وتو شد.

این کاخ در کمتر از یک مایل از مسکن در فونتبریج که آقای کنری در آن بزرگ شده فاصله دارد. او در 18 سالگی هرگز خال کوبی “اسکاتلند برای همیشه” را که روی بازوی خود قرار داده حذف نکرد و هرگز وسوسه نشد که هویت خود را انکار کند یا خود را به یک نجیب زاده انگلیسی تبدیل کند ، او در سال 1987 به تایمز گفت:

“فکر می کنم قدرت من به عنوان یک بازیگر این است که نزدیک به هسته اصلی خودم باقی مانده ام.”

الکس مارشال گزارش مشارکت داشته است.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>