روند هنری پرینس یک رمز و راز بود. ببینید که چگونه او “ثبت زمان” را ساخت.

“چیزهای زیادی می توانم درباره 87 بگویم. طرفدار و مخالف ، بیشتر طرفدار. اما من سخنران نیستم بنابراین آنچه را که به بهترین وجه انجام می دهم انجام خواهم داد. ” [playing “Sign o’ the Times”] “اگر شما می خواهید رقصید ، عالی است.” آواز خواندن: «در فرانسه ، مردی لاغر در اثر بیماری بزرگی با نام کوچک درگذشت. به طور تصادفی دوست دختر او با یک سوزن مواجه شد و به زودی او نیز همان کار را کرد. ” “حال شما چطور است؟” “خیلی خوب.” “بگذارید چراغ خود را روشن کنم.” “آنجا شما بروید.” “خوب ، ما می رویم.” “به من بگو چطور با پرنس آشنا شدی.” “تلفن زنگ می خورد ، منشی او است. او مانند “نگه دارید” است. و من مثل این هستم ، “برای چه کسی نگه دارید؟” مورد بعدی که می شنوم ، “اوه ، لوی ، می خواهی در گروه من باشی؟” و من مانند ، “بله ، خوب است.” “” سلام “. “سلام ، یک ثانیه آویزان شوید. اجازه دهید من شما را نشان می دهد. فکر می کنم تولد 24 سالگی او بود. و من می شنوم کلیک کنید ، کلیک کنید ، کلیک کنید ، کلیک کنید ، کلیک کنید. از روی کاناپه می پرد ، درست کنارم می نشیند و در گوشم زمزمه می کند ، “دیشب درباره من خواب دیدی؟” منظورم این است که او فوق العاده جذاب بود ، بوی زیبایی می داد. این فقط همه چیز بود ، همه چیز در مورد آن بود مانند ، خوب ، من فکر می کنم شما مرا درگیر می کنید. ” “شما برای پرنس کی بودی؟” “اوه ، خوب من می دانم اگر او به این سال پاسخ می داد ، چیزی خنده دار می گفت.” “امشب چه احساسی داری؟” “من با دستانم احساس می کنم ، مارتا.” “اما من آنقدر شوخ نیستم. بنابراین من در سال 1983 به عنوان تکنسین صوتی وی استخدام شدم. پرنس به دنبال یک فن آوری بود ، از تور ‘1999’ خارج می شد. ” [playing “1999”] “من تقریباً چهار سال هر روز با او بودم زیرا اگر بیدار بود ، می خواست یک ساز موسیقی در دستان خود داشته باشد. و اگر ابزاری در دست داشت ، می خواست ضبط کند. ” “با این زمان خاص ، در نوشتن” ثبت نام در تایمز “، اطلاعات زیادی به او وارد شد. در لس آنجلس زمین لرزه ای رخ داد. ” گوینده: “خوبی من ، یک زمین لرزه زنده ، همین جا.” “او می داند که این نوع چیزها را دوست ندارد. او دوست داشت که کنترل داشته باشد. این قطعاً از کنترل خارج شده بود. ” “همچنین در جلوی جلوی LA Times ، همه گیری ایدز وجود داشت. می دانید ، در مورد این صحبت شد ، می دانید ، در فرانسه آنها سعی می کردند یک واکسن تهیه کنند ، و این به شدت به او ضربه زد. آواز خواندن: «در فرانسه ، مردی لاغر در اثر بیماری بزرگی با نام کوچک درگذشت. به طور تصادفی دوست دختر او با یک سوزن مواجه شد و به زودی او نیز همان کار را کرد. ” “خشونت باند در LA بود” “پسر دیگری نیز به آنجا ضربه زد. آواز خواندن: “در خانه پسرهای 17 ساله ای وجود دارند و ایده آنها برای تفریح ​​این است كه در باند موسوم به” شاگردان “، با كراك و مسلسل باشند.” “چلنجر منفجر شده بود.” “ما هرگز تو را فراموش نخواهیم کرد.” آواز خواندن: “احمقانه است ، نه؟ وقتی یک موشک منفجر می شود و همه هنوز می خواهند پرواز کنند. ” “این همه به او منتقل می شد ، و او احساس کرد که آخرالزمانی است.” “اگر به نمودارهای پاپ مربوط به آن سالها نگاه کنید که به نظر نمی رسید مانند” ثبت نام در Times “باشید ، درست است؟” “به نظر نمی رسد موج جدید باشد. آواز خواندن: “تو مرا دور راست می چرخانی ، عزیزم ، دور راست”. “به طور واضح به نظر نمی رسد هیپ هاپ باشد. [record scratching] “به نظر نمی رسد پاپ باشد. آواز خواندن: “آن را به قلب من بگو.” “درست؟ این چیزی نیست که بتوانید با آن برقصید. آواز خواندن: “اوه ، من می خواهم با کسی برقصم.” “برای من ، این به نوعی مانند این شاهزاده است که مجبور است دیگر نتواند خود را با مجموعه رادیویی راک رولینگ استون ثابت کند. بله ، من می توانم یک انفرادی گیتار Neal Schon Journey انجام دهم ، و آن را کاملاً از داخل برگردانم و به “بنفش باران” تبدیل شود. آواز خواندن: “باران بنفش ، باران بنفش”. “نگاهی به عقب برای مردمی سیاه. و اکنون می خواهم به شما نشان دهم که می توانم به انواع خاصی از موسیقی دیجیتال نیز بپردازم. ” “بنابراین وقتی پرنس آهنگ را به استودیو می آورد ، چگونه آن را تنظیم می کند؟ آیا او چیزی به شما می گوید؟ ” “راه مورد علاقه او برای کار این بود که اصلاً چیزی نگوید. من همه چیز را تنظیم می کردم تا او بتواند بی صدا کار کند. پرنس زیاد حرف نزد. او یک انسان خاص اجتماعی نبود. ” “چند سال پیش این دموها را ساختید و سپس پیشنهادهایی برای آنها داشتید؟” “جهان به او رسید ، و سپس او آنچه را که از طریق موسیقی برای شما تجربه کرده بود بیان کرد. او آنجا نشسته است ، من در كنسول هستم و او در نمایشگاه Fairlight كنار من است. ” “ابزار موسیقی رایانه ای Fairlight. این جادوگری الکترونیکی به ارزش 46000 دلار است. ” “این چیزی فراتر از یک سینتی سایزر و نمونه بردار است. این یک موتور دیجیتالی بسیار گران قیمت بود که صداهایی در آن تعبیه شده بود. در آهنگ ‘Sign o’ the Times ‘، او تمام سازهای آن را نواخت. می توانید بشنوید که آن خط بیس از انگشتان او پخش می شود. این یک ساز کیبورد است. همانطور که او در نمایشگاه Fairlight نشسته است ، او از ساز به ساز دیگر می رود. او مهارت یک ساعت ساز را داشت تا بفهمد موسیقی چگونه کار می کند و چگونه می تواند با کمترین قطعات ممکن کار کند. ” [music playing] “دلیل دیگری که باید با پرنس به خاطر بسپارید این است که هر وقت یک آهنگ گوش می دهید ، یک داستان است. حتی اگر او آواز نمی خواند ، شما فقط می توانستید به موسیقی گوش دهید و احساس کنید که این آهنگ مربوط به آنچه او صحبت می کند خواهد بود. ” جلسات پرنس بسیار طولانی بود. اغلب ، این 24 ساعت است. او کمی استراحت می کرد ، شاید مقداری بسکتبال شلیک کند. اما او همچنین یک دندان شیرین داشت ، بنابراین هر از چند گاهی از ما می خواست که یک دونده را برای تهیه یک کیک بزرگ لیمویی به پایین بفرستیم. بعد از اینکه Fairlight را روی نوار آنالوگ ضبط کردیم ، می توانیم از آن یک کاست بسازیم. او آن را به بیرون ماشین منتقل می کرد ، و سپس ملودی و متن ترانه را می نوشت. و سپس برگرد و آهنگ را تمام کن. ” “پرینس همیشه صدای خود را به تنهایی انجام می داد. میکروفون صوتی او را تنظیم کرده و سپس از اتاق خارج می شویم. او نمی خواست مهندسی بین او و آن مخاطب باشد. او می خواست فقط برای شنوندگان خود آواز بخواند. آواز خواندن: “احمقانه است ، نه؟ وقتی یک موشک منفجر می شود. ” “شما می توانید در آن طرف درب باشید. آواز خواندن: “و همه هنوز هم می خواهند پرواز کنند.” “و شما این فریادهای واعظ روح را می شنوید ، و می دانید ، آه این یکی از کسانی خواهد بود که فقط من را روی زانوهایم قرار داده است. آواز خواندن: “اوه چرا ، بارها”. “وقتی آواز با گفتن آنچه باید گفت تمام شد ، آن وقت بود که گیتار می توانست جای آواز را بگیرد.” [guitar playing] “و همان چیزی را که آواز گفت ، اما با عبارات کوتاه آهنگین بگو.” [guitar playing] “هر روز که ضبط می کردیم ، احساس می کردم که آه این عالی خواهد بود. صبر کنید تا مردم این را بشنوند. آواز خواندن: “زمان” را امضا کنید. “وقتی او با” Sign o “the Times بازگشت ،” چگونه او آن را به شما ارائه می دهد؟ ” “در ماشین. “بچه ها ، می خواهید در ماشین بیایید و بشنوید چه کاری انجام داده ایم؟” بنابراین همه ما در پشت ماشین جمع می شویم و او آن را روشن می کند. ” “او فقط در یک کاست می آید؟” “در کاست میآید. ما مثل “اوو ، آره” بودیم. می دانید ، مثل این که همیشه بودیم ، عالی است. او همیشه بسیار خونسرد بود. ” آواز خواندن: “احمقانه است ، نه؟ وقتی یک موشک منفجر می شود و همه هنوز می خواهند پرواز کنند. “طرفداران او ، می دانید ، آنها دوست دارند برقصند و چیزهای دیگر بگذارند اما هنوز هم می خواهند باهوش باشند. مثل اینکه ، می توانیم کمی لذت ببریم ، اما آیا می توانیم در مورد چیزی صحبت کنیم که در واقع معنی دارد؟ به جای خط چشم خود ، یک الاغ بزرگ گرفتید؟ “علامت گذاری بار در ذهن شما به هم می ریزد ، عجله کنید تا دیر نشده است.” “آنچه برای من واقعاً جالب است این است که ، می دانید ، او اساساً چهار دقیقه وقت صرف می کند ، یا هرچه که باشد ، فهرست نویسی های جهان را می گذارد ، و سپس راه حل او این است … آواز خواندن:” بیایید عاشق شویم ، ازدواج کنیم ، بچه دار شویم . ما او را نیت صدا خواهیم کرد. ” let’s “بیا بریم ازدواج کنیم و بچه دار بشیم.” “درست است ، در پایان روز که چیز دیگری ندارید ، دارید – مهمترین چیز عشق است. او همیشه به کسی که دوستش دارد و چه کسی به او محبت می کرد ، می رسید. که پس از آن او می تواند پسری باشد که احساس می کرد لازم است. ” “بسیار دشوار است که آهنگ” Sign in ‘the Times “را بشنوید و به بحران های سلامتی ، بحران های سیاسی که اکنون در جریان هستیم ، فکر نکنید. فکر می کنید پرنس از سال 2020 چه ساخته ای داشته باشد؟ ” “من فکر نمی کنم پرینس به خاطر خودشان مشغول حوادث جهانی بود. فکر نمی کنم او نوعی مرد باشد که به سردبیر روزنامه محلی خود نامه بنویسد. او نمی خواست ببیند که مردم احمق آن را برای همه خراب می کنند. ” “مالیخولیایی در آن وجود دارد که با سال 2020 مطابقت دارد. می دانید ، این احساس برای سال 2020 است. اما همچنین ما را به چالش می کشد تا در مورد مدت زمانی که در میدان جنگ بوده ایم و راههایی که موسیقی می تواند دانش ما را تأمین کند ، فکر کنیم. خود را برای فکر کردن در مورد آینده قرار دهیم. ما آینده آهنگ هستیم. بنابراین مسئولیت ما اکنون این است که از آنچه پرینس به ما داد ، پیشرفت کنیم. ” “چرا مصاحبه می کنید و از صحبت خودداری می کنید؟ چرا؟ و به من نگو ​​که صدای خود را از دست داده ای زیرا پنج دقیقه پیش آوازت را شنیده ام – “” او باید امشب بخواند. ” “اما آیا نمی توانی جواب هایت را بخوانی؟ منظورم این است که ، من فقط نمی فهمم که چرا شما صحبت نمی کنید. چون چنین است؟ و این همان شکلی است که هست؟ ” “آره.”

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>